هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

369

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) شيعه و برخى از محدثان اهل سنت مىگويند كه پيامبر ( ص ) همهء كارها را به على سپرد ، و بيشتر اهل سنت بر اين نظر رفته‌اند كه پيامبر ادارهء حج مردم را در آن سال به عهدهء ابو بكر گذارد و مأموريت على ( ع ) رساندن سورهء برائت و مواد چهارگانه‌اى كه ما يادآور شديم و فهماندن محتواى آيات برائت به مردم بود آنگونه كه پيامبر فرمان داده بود . ( 2 ) حركت نظامى على بن أبي طالب به يمن در طبقات كبراى ابن سعد آمده است كه پيامبر دو بار على را به يمن فرستاد . بار نخست در سال هشتم و ظاهرا براى قبيله همدان بود . پيامبر ابتدا خالد بن وليد را به سوى ايشان فرستاد . وى حدود شش ماه در آنجا درنگ كرده مردم را به اسلام فرامىخواند ، ولى مردم از او نمىپذيرفتند . از اينرو پيامبر على بن أبي طالب را به سوى ايشان فرستاد . براء بن عازب مىگويد : چون ما به مردم آن منطقه نزديك شديم ، ايشان به سوى ما آمدند . على ( ع ) با ما نماز گزارد ، سپس ما در يك صف قرار گرفتيم . على به سوى آن مردم پيش رفت و نامه پيامبر را برايشان قرائت نمود . همدان بتمامى اسلام آوردند و اسلام آوردن خويش را به پيامبر خبر دادند . ( 3 ) دوّمين مأموريت على ( ع ) به يمن ، در ماه رمضان سال دهم بود ، كه پيامبر ( ص ) او را به همراه سيصد تن به سوى مذحج فرستاد و خود براى او پرچم بست و با دست خود عمامه بر سر او قرار داد و به او سفارش فرمود تا ايشان به پيكار نپرداخته‌اند با ايشان كارزار نكند . برخى از نويسندگان سيره افزوده‌اند كه پيامبر به وى فرمود : ايشان را به گفتن لا إله الا الله و محمد رسول الله دعوت كن ، اگر پذيرفتند ايشان را به نماز فرمان ده و از ايشان چيز ديگرى نخواه . ( 4 ) در بدايه و نهايه از على ( ع ) نقل شده است كه فرمود : پيامبر ( ص ) مرا به سوى يمن فرستاد . من گفتم اى رسول خدا آيا مرا به سوى مردمى روانه مىكنى تا در ميان ايشان داورى كنم ، درحالىكه من جوانم و به